زبان گفتاری در رادیو و تلویزیون (زبان رادیویی)- بی بی سی
وقتی که در برابر میکروفن نوشـته ای را می خـوانیم، باید توجه داشــته باشیم که با شـنونده ای روبه رو هسـتیم و برای او حـرف می زنیم. او در مقابل دستگاه گیرنده اش نشسته است و به ما گوش می دهد. ما در برابر میکروفن چهرۀ یک شنوندۀ فرضی را در ذهن داریم، و شنونده ما چهرۀ گوینده ای را که ما باشیم، در صدای ما می بیند. به عبارت دیگر، درست است که ما در برابر میکروفن نوشته ای را می خوانیم، امّا فرض بر این است که موضوع «خواندن» مطرح نیست. کار ما «گفتن» است و به همین دلیل به ما «گویندۀ رادیو» می گویند، نه «خوانندۀ رادیو».
اگر من شنوندۀ شما باشم ، انتظار ندارم که شما با زبان «ادبی» یا «کتابی» برای من حرف بزنید. من از شما انتظار دارم که اخبار یا اطّلاعاتی را که می خواهید به من بدهید، به زبان روزمرّه باشد، همان زبانی که خودتان از صبح که از خواب بر می خیزید، تا شب که می خوابید، در محیط زندگی و کار با آن برای دیگران حرف می زنید و از دیگران حرف می شنوید. درست است که مثلاً یک گزارش علمی با یک خبر معمولی فرق می کند و در آن کلمه هایی به کارمی رود که در گفت وگوهای عادّی روزمرّه جایی ندارد، امّا همان گزارش علمی هم شنوندۀ خاصّ خود را دارد و آن شنوندۀ خاصّ که با آن کلمه ها آشناست، باز شنونده شماست که برای او حرف می زنید، و انتظار ندارد که شما با زبان به اصطلاح کتابی برای او نوشته بخوانید. بنابر این هر موضوعی که رادیو به شنوندگان عرضه می کند، زبان رادیویی خود را دارد، در صورتی که همان موضوع را، اگر قرار باشد که برای خوانده شدن در روزنامه، مجلّه یا کتاب بنویسیم ، هرکس در نوشتنٍ آن سبک خاصّ خود را به کار خواهد گرفت .
- اسماعیل کرمی