لازم به توضيح است بر اساس آخرين تقســـيمات اداري و سياســــــي كل كشور، استان زنجان در سال 1376 داراي هفت شهرستان، 15 بخش، 12 شهر، 46 دهستان و 1096 آبادي بوده است كه از اين تعداد آبادي، 978 آبادي داري سكنه و بقيه خالي از سكنه بوده اند. (جدول 1-1)
3- اوضاع اقليمي و آب و هوايي
اوضاع جوي و شرايط اقليمي منطقه بر حســــب پستي و بلنديها در فصول مختلف ســـال متغير بوده،و داراي زمستانهاي سرد و پر برف و در تابستان از آب وهواي معتدل برخوردار مي باشد.

جهانگري
بررسي اجمالي وضعيت بخش
- در سال 1376 در مجموع 2631 جهانگرد وارد شهرستان خرمدره شده اند كه 12 نفر آنها خارجي و ما بقي ايراني بوده اند.
- امكانات فيزيكي بخش جهت جذب جهانگردان در سال 1376 بدين شرح بوده است:
دو مركز اقامتي (با 11 اتاق و 45 تخت) ، سه رستوران و چلوكبابي، دو چايخانه ، كبابي و جگر پزي.

مقايسه وضعيت شهرستان خرمدره با استان
- در سال 1376 حدودا 3/3 درصد كل جهانگردان، 5/1 درصد جهانگردان خارجـــــي و 3/3 درصد جهانگـــــردان ايراني وارد اين شهرستان شده اند.
- 5/9 درصد ساير مراكز اقامتي (2/6 درصد ظرفيت ساير مراكز اقامتي ) در اين شهرستان استقرار داشته است.
- 8/6 درصد رستوران ها و چلوكبابي ها و 5 درصد چايخانه ها و كبابي ها و جگر پزيها به اين شهرستان تعلق داشته است.

ارزيابي شاخصهاي كمي بخش در شهرستان خرمدره و مقايسه با استان
- وضعيت اين شهرستان از نظر شاخصهاي اصلي بخش در مجموع در مقايسه با استان مطلوب ارزيابي مي شود.

وسعت منابع طبيعي شهرستان خرمدره در سال 1376
در شهرستان خرمدره طبق اعلام اداره كل منابع طبيعي استان هيچگونه جنگل طبيعي وجود ندارد.
مساحت جنگلهاي دست كاشت و پاركهاي شهرستان خرمدره حدود 1000 هكتار اســــت كه 10 درصد مســاحت جنگلهاي دست كاشت و پاركهاي استان مي باشد.
مساحت مراتع شهرستان خرمدره قريب 17450 هكتار است كه در مقايســـــه با كل استان يك درصد مساحت مراتع استان مي باشد. از مجموع مراتع شـهرستان 600 هكتار يعني چهار درصد مراتــــع خوب، 12250 هكتار يعني 70 درصد مراتـــــــع متوسط و 4600 هكتار يعني 26 درصد مراتع ضعيف مي باشد.
مساحت حوزه هاي آبخيز شهرستان خرمدره كه توسط آبخيزداري مورد كنترل و حفاظت قرار مــي گيرد حدود 41000 هكتار اعلام گرديده كه با توجه به كل مساحت استان حدود دو درصد را شامل مي گردد.

محصولات عمده باغي
از محصولات عمده باغي كاشته شده در شهرســـتان خرمدره مي توان به انواع محصولات باغي از جمله انگور آبي – آلبالو، گوجه درختي ، سيب ، آلو اشاره نمود.
انگور با 1910 هكتار سطح زير كشت كه 1640 هكتار آن درخت بارور و 270 هكـــتار آن از نوع درختچه يا نهال مي باشد حدود 13 درصد از سطح زير كشت انگور استان و 14 درصد از ســـطح زير كشت انگور آبي استان را تشكيل مي دهد و با توجه به انواع توليدات آن از جمله انگور كشمشي در رديف ســــوم پس از شهرستان ابهر و زنجان از نظر سطح زير كشت انگور آبي قرار دارد.
همچنين محصول سيب درختي شــهرستان خرمدره با 288 هكتار زير كشت كه 279 هكتار آن بارور و 9 هكتار آن درخت نهال مي باشد حدود 12 درصد ســــطح زير كشت درخت سيب اســـــتان را تشكيل و ســـــطح زير كشت درخت بارور آن پس از شهرستان ماهنشان، زنجان ، ابهر در مرتبه چهارم بين شهرستان استان قرار دارد.
ابهر
1- حدود و موقعيت جغرافيايي و عوارض طبيعي
شهرستان ابهر يكي از شهرستانهاي هفتگانه اســـتان زنجان است كه در قسمت شرق استان واقع شده و مركز آن شهر ابهر مي باشد.
اين شهرستان از شمال به استان طارم ، از شـــرق به اســــتان قزوين، از جنوب به اســتان همدان و از غرب به شهرستان خدابنده محدود مي باشد.
مساحت شهرستان بالغ بر 2993 كيلومتــــر مربع مي باشد كه در 49 درجه و 25 دقيقه تا 48 درجه و 35دقيقه طول شــرقي نصف النهار گرينويچ و 36 درجه و 45 دقيقه تا 35 درجه و 50 دقيقه عرض شمالي خط استوا قرار گرفته است.
ارتفاع شهرابهر از سطح دريا حدود 1536 متر مي باشد.
2-تقسيمات كشوري (موقعيت اداري، حدود، وسعت و تعداد مراكز شهري و روستائي)
بر اساس آخرين تقسيمات اداري و سياسي كل كشور، اين شهرستان در سال 1376 داراي دو بخش، چهار شهر ، هشـت دهستان و تعداد 146 آبادي بوده اســـت كه از اين تعداد آبادي ، 118 آبادي داراي ســــكنه (حدود 81 درصد) و بقيه خالي از سكنه بوده اند.
لازم به توضيح است بر اساس آخرين تقسيمات اداري و ســــياسي كل كشور، اســـــتان زنجان در سال 1376 داراي هفت شهرستان، 15 بخش، 12 شهر، 46 دهستان و 1096 آبادي بوده است كه از اين تعداد آبادي، 978 آبادي داري سكنه و بقيه خالي از سكنه بوده اند. (جدول 1-1)
3-اوضاع اقليمي و آب و هوايي
اوضاع جوي و شرايط اقليمي منطقه بر حسب پستي و بلنديها بسيار متغير مي باشــــد، ارتفاعات داراي آب وهواي سرد كوهستاني زمستانهاي پر برف و سرد (ناحيه شمالي شهرستان) بوده و در دشـــت در تابستان داراي آب و هواي معتدل و خشك مي باشد.
محصولات عمده باغي
از محصولات عمده باغي كاشته شده در شهرستان ابهر سيب، انگور و گردو مي باشد.
انگور با 6405 هكتار ســـــطح زير كشت كه 6072 هكتار آن درخت بارور و 333 هكـــــتار آن درختچــــــه (نهال) مي باشد اين شهرستان را در رديف اولين توليد كننده انگور آبي قرار دده است.
سطح زير كشت انگور آبي و ديم اين شهرستان 44 درصد سطح زير كشــت استان مي باشد. سطح زير كشت سيب 299 هكتار معادل 12 درصد سطح زير كشت استان، سطح زير كشــــت درخت گردو 87 هكتار معادل 7 در صد ، سطح زير كشت درخت گردو استان و سطح زير كشت درخت بارور بادام معادل 50 هكتار اسـت كه پس از شهرستان خدابنده در رديف دومين شهرستان توليد كننده بادام بوده و 15 درصد سطح زير كشت درخت بادام را به خود اختصاص داده است.
ابهر
منطقه ابهر و مناطق اطراف ابهر رود، كه به زبان محلي «ابهر چاي» ناميده مي شود، از نخستين زيستگاه هاي انساني در ايران است و از پيشينه تاريخي طولاني برخوردار است. بررسي اين مناطق نشــــان مي دهد كه دره ابهر رود در هزاره دوم پيش از ميلاد از رونق قابل توجهي برخوردار بوده است. در قرن نهم پيش از ميلاد ، مادها در اين منطقه اتحــاديه اي از قبيله هاي گوناگون را به وجود آوردند كه مقر آن در ابهر چاي بوده است. به اســـتناد شواهد تاريخي، در سال 821 پيش از ميلاد ، در دره ابهر چاي ميان مادها و آشوري ها نبردي در گرفته است.
در زمان روي كار آمدن حكومت ايلخانان و انتخاب ســــلطانيه به عنوان پايتخت، اين منطقه به علت برخوردار شـــدن از شبكه هاي جاده اي اهميت ارتباطي قابل توجهي به دست آورد كه هنوز هم محفوظ مانده است.
وجه تسميه اين شهر از واژه پهلوي «اوهر» گرفته شــــده است. نويسنده كتاب جغرافيايي حدود العالم، «ابهر» را «اوهر» ثبت كرده است. بخش اول واژه منسوب به آب به عنوان نماد زندگي در مذهب زرتشت است و واژه «وهر» به معني دشوار كردن كار و محدود نمودن آمده است. بنابراين، اين واژه به معناي محل بستن آب هاست.
جايگاه نخستين خانه هاي اين شهر، تپه اي باستاني به نام تپه قلعه اســــت و در كناره راست ابهر رود جاي دارد. اين محل يكي از نخستين زيستگاه هاي انساني منطقه زنجان به شــــمار مي رود و حداقل از اوايل هزاره چهارم پيش از ميلاد مورد استفاده و محل سكونت جماعت هاي آغازين بوده اســـــت. از آثار به دست آمده در اين محل مي توان به سفال هاي قرمز رنگ نقش‌دار اشاره كرد.
مسجد جامع ابهر
اين مجموعه در سال 90 هجري و به دستور محمد بن ابوبكر ساخته شده است. اين مسجد در دو قسـمت غربي و شرقي خود، دو در دارد. در گذشته، آب آن از فاصله 3 فرسخي با يك آبراه زير زميني آورده مي شد و از حوض وســط مسجد كه دو – سه متر پايين تر است، به صورت چشمه خارج مي شد. در سال هاي اخير، با توسعه و گسترش شهر و تخريب آبراه، آب مسجد قطع شد و هم اكنون در اين مسجد از آب لوله كشي استفاده مي شود.
مسجد جامع قروه
روستاي قروه در فاصله 16 كيلومتري شرق ابهر و در امتداد رودخانه ابهر رود به طرف تاكسـتان قرار دارد. بيش تر خانه هاي اين روستا روي صخره هايي بنا شده اند كه زير بناي روستا را تشكيل مي دهد. رودخانه ابهر رود از وســــط اين روستا مي گذرد. مسجدي در اين روستا قرار دارد، كه يكي از آثار با ارزش منطقه ابهر و مربوط به قرن پنجم (دوره سلجوقي) است. اين مسجد به سبك چهار تاقي كه گنبدي بر روي آن قرار دارد ســـــاخته شده اســت و از يك شبستان گنبد دار و شبستان هاي طرفين آن كه از خشت و آجر بنا شده اند و در داخل آن ها نقاشــــي هايي بر روي گچ ديده مي شود، تشـــكيل شده است. نقش ها، داراي طرح هاي گياهي اند كه از طرح هاي معماري دوره آل بويه اند. در محراب مســـجد كتيبه اي به خط نسخ زيبا گچ بري شده است كه مفاد آن، آغاز ساختمان مسجد در سال 413 هـ . ق است را اعلام مي دارد. كتيبه ديگري به خط ثلث بر حاشيه داخلي بنا نقش بسته است كه بسيار زيبا و با ارزش اســـــت. تاريخ پايان كتيبه ، ســــال 585 هـ . ق است. گنبد عظيم آجري مسجد بر روي چهار رومي استوار اســــــت و فضاي زير آن شامل محوطه چهار گوشـي است كه مزين به خطوط كوفي، كتيبه ها و ترنج هاي گچ بري شده مي باشد. قســــمت بالاي محراب مسجد، به سبك معماري آل بويه، در شكل هاي مختلف و با تاق بندي هاي زيبا تزئين شده است.
زبان و گويش
قبل از هجوم اقوام مغول زبان بومي اهالي منطقه فارسي بوده و لي از قرن هفتم به بعد و پس از اســــتقرار اقوام ترك در منطقه و مهاجرتهائي كه توسط تركهاي آذري انجام گرفت همچنين آميزش با اقوام مغول، زبان تركـــــي جانشين فارســي پهلوي گرديد اين گويش مخلوطي از تركي جغتائي و آذري كه لغات فارسي و كردي نيز در آن وارد شـــد و زبان تركي تا تاري لهجه بومي مي باشد و در حال حاضر نيز اكثر خانواده ها با فرزندان خود به فارسي تكلم مي نمايند تا در مدرســه با مشكل زبان مواجه نشوند و اهالي اكثرا به دو زبان تركي و فارسي تسلط دارند. در روســـتاهاي منطقه به لهجه هاي مختلف تكلم مي شود در بعضي از روستاهاي جنوب شرقي ابهر به فارســــي دري، كردي، بختياري ، و تركـي شاهسون نيز تكلم مي نمايند كه آميخته اي از زبان تركي و فارسي است.
آثار رو بناهاي تاريخي ابهر
نشانه هاي موجود در تپه هاي باستاني منطقه ابهر قدمت تاريخــــي اين منطقه را به هزاره اول قبل از ميلاد مي رســــاند نمونه هاي آن عبارتند از: تپه باستاني داخل محوطه امامزاده يحيـــــي (ع) در صائين قلعه و تپه باســـتاني «منجيق تپه» در روستاي نيماور و تپه هاي مختلف باستاني در اين منطقه و تپه معروف «قلعه تپه» يا «تل دارا» در ســــمت جنوبي رودخانه ابهر رود در ابهر كه داراي قلعه هاي متعدد گلــــي بوده و به مرور زمان و طي حوادث مختلف از بين رفتــه و در حال حاضر به صورت تپه اي محافظت مي گردد و جزو آثار باستاني به ثبت رســـــيده است. قدمت تاريخي آن به دوره و اعصار كيانيان مي رسد كاخ شاهي داراب شاه از پادشاهان كياني در اين منطقه بوده و از رودخانه نيز بعنوان سـد در مقابل قلعه استفاده مي شد.
در سال 1330 قمري جهانشاه خان افشار يكي از مالكين مقتدر و رئيس ايل افشار خمسـه در قلعه تپه كاوش نمود و اشياء ذيقيمتي را از زير خاك بيرون آورده و با خود برده اســـت و در اين كاوش هيچ گونه اصول را در نظر نگرفته و منطقه فوق را به كلي زير و رو نموده است.
معبد سنگي داش كن
روستاي وير جزو استان سنبل آباد از توابع ابهر مي باشـــــد. اين روستا 534 خانوار و 2909 نفر جمعيت دارد از روسـتاهاي وسيع منطقه است كه در 15 كيلومتري جنوب عميد آباد و 18 كيلومتري جنوب شــــــــرقي سلطانيه قرار گرفته در حدود 4 كيلومتري شرق اين روستا معيد سنگي وجود دارد كه به معبد صخره اي داش كسن يا اژدها معروف اسـت و در حدود 700 سال قدمت دارد كه با ويژگيهاي خاص در دل كوه حجاري شده است ودليل اينكه اين اثر به اژدها معروف اسـت اين است كه در طرفين معبد نقش دو اژدهاي حجاري شـــده وجود دارد كه در محوطه اي به طول 908 و عرض 620 متر ساخته شده و به وسيله ديوارهاي سنگي محصور گرديده. گوئي اين حصار مرزي اســــت بازدارنده براي كســـــاني كه اجازه ورود به معبد را نداشته اند. كشف اين اثر حاصل پنج فصل كاوش توسط كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي كشور اســت اين بناي عظيم با در نظر داشتن آثار ديگري از معماري صخره اي كه در گوشه و كنار اين مملكت باقي مانده از ويژگيهائي برخوردار است.
نظر دكتر مير فتاح سرپرست گروه باستانشناسي در منطقه چنين اســــــت: اگر چه تاريخ آن به عصر ايلخانان مغول بر مي گردد ولي هر گوشه اي از ان نشاني از هنر سنگتراشي و معماري دير پاي ايران را مجســــم مي كند اين معماري را مي توان در غرب و شمال غربي ايران به شكل و فرم گورهاي صخره اي ديد كه تاريخ بعضـــي از آنها به اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول قبل از ميلاد بر مي گردد.
در اين معيد اسليمي هاي زيباي كنده شده در ديوارهاي محوطه اصلـي بنا كه در چندين طاق نما قابل رويت است هر كدام مي تواند بعنوان يك يافته پر بها مورد ارزيابي قرار گيرد و اما در مورد تبحر و مهارت و آگاهي ســـــازندگان اين بناي ديدني. از بررسي هر خط اين بنا يا اثر قلم سنگتراش چنين احساس مي شود كه معمار و ســــفارش دهنده بر اهميت آنچه كه پديد مي امده واقف بوده و با ديدي مذهبي به تمام جنبه هاي معماري ســـــــنگتراشي و به تمام فنون و قواعد هندسي قوام يافته و تا زمان ايجاد معبد اشراف كامل داشته است در ايجاد اين معبد مـعمار با عليت به يك خط فرضي طولي كليه نقشها را به صورت قرينه ايجاد كرده ضمن آنكه همچون يك مجسمه ساز كه تمام خطوط مجســــمه احتمالي را در يك قطعه سنگ خام قبل از پديد آمدن مي بيند معبد ساخته شده را با تمام عناصر تشكيل دهنده در دل كوه احساس كـرده است و بر طبق اسناد و مدارك ساخت معبد از بالا به پايين انجام گرفته و بعلاوه مجسمه ســــاز و سنگتراش اين معبد پس از خلق هر خط زاويه و يا نقش به پرداخت آن نشسته است. در ســـاخت اين معبد علاوه بر اســــتفاده از تكنولوژي پيشــــرفته زمان زمين شناسي و معدن شناسي كه دو امر شناخته شده از دانش جغرافياي طبيعي اند مورد عنايت قرار گرفته وگســتره فعاليت سنگ تراشي در كل بر اساس يك خط تقارن طولي انجام گرفته و آنچه مشخص شده هر نيمه نسبتي با نيمه ديگر ندارد كه حاصل آن نشان از يك نقشه يا طرح از پيش تدوين شده و كنترل دقيق آن در طول مدت اجرا اسـت كه مي توان ان را متاثر از وضعيت اجتماعي اواخر قرن هفتم هجري دانست و هر كدام از مجريان طرح به كيـــــش خود آنچه به وجود آورده اند نشات گرفته از اعتقاداتشان بوده است. معبد داش كسن به شماره 1019 به ثبت رسيده است.
لازم به ذكر است تكاوش در مورد معبد داش كسن هنوز به اتمام نرسيده است و ادامه كاوش مي تواند مطالب ديگري را در اختيار علاقمندان قرار دهد. اميد است مسئولين امر اين بنا را از تخريب عوامل طبيعي و اشخاص سود جو كه ممكن است ضربه هائي بر پيكر آن وارد سازند مصون نگهدارند و با مسطح كردن جاده منتهي به معبد وســـيله بازديد علاقمندان را مهيا نمايند و براي جلب توريست اقداماتي را انجام دهند.


تپه هاي باستاني منطقه عبارتند از:
1. منجيق تپه در روستاي نيماور قرار دارد و تاريخ آن به هزاره اول قبل از ميلاد مربوط مي‌گردد.
2. مراد تپه كه در روستاي يوسف آباد اســــت و به دوران بعد از اسلام و قرون شـــشم و هفتم مربوط است و طي شماره 1132 به ثبت رسيده است.
3. قلعه تپه خراسانلو كه در كوههاي شرقي روستاي خراسانلو واقع است و از نظر آثار باستاني بسيار غني است.
4. تپراق تپه كه در روستاي نصير آباد است.
5. گل تپه كه در روستاي سنبل آباد قرار دارد.
6. تپه سرو جهان در روستاي سرو جهان است.
7. تپه قلعه باشي در روستاي الگزير قرار دارد.
تپه هاي باستاني ديگري نيز در روستاهاي مجاور قرار دارند كه به ثبت نرسيده اند.
بناهاي تاريخي ابهر كه به دوره بعد از اسلام مربوط مي شود نيز به ترتيب قدمت تاريخي عبارتند از:
1- مجسد جامع ابهر تاريخ احداث سال 554 هجري قمري
2- مسجد جامه قروه تاريخ احداث سال 585 هجري قمري
3- گنبد سلطانيه تاريخ احداث قرن هفتم هجري
4- مقبره عبدالله ابن طاهر معروف به پير احمد زهر نوش
تاريخ احداث سال 330 هجري (دوره سامانيان)
5- بقعه امامزاده يحيي (ع) تاريخ احداث قرن هشتم هجري
6- بقعه امامزاده زيد الكبير تاريخ احداث قرن نهم هجري
7- بقعه امامزاده اسماعيل (ع) تاريخ احداث قرن نهم (دوره‌ آق‌قويو‌نلوها)
8- بقعه امامزاده يعقوب (ع) تاريخ احداث قرن سوم هجري
9- بقعه امامزاده ابراهيم (ع)
10- بقعه امامزاده محمد (ع) تاريخ احداث قرن ششم هجري
11- بقعه پير سكينه خاتون تاريخ احداث قرن يازدهم
12- مسجد نور النبي ابهر تاريخ احداث قرن يازدهم هجري
13- مقبره سلطان شهيد ازناب تاريخ احداث قرن يازدهم هجري
14- مقبره امامزاده يونس شريف آباد
1. مسجد جامع ابهر
مولف مرآت البلدان در جلد چهارم صفحه 96 چنين آورده است: «اين مسجد در سنه888 هجري ســـاخته شده و دو در دارد يكي در مشرق و ديگري در مغرب صحن آن هشت زرع عرض دوازده زرع طول دارد حوض عميقــــي دارد كه مخروبه اســت مقصوره و ايوان سمت جنوب مسجد واقع و دو منار كاشي در دو گوشه ايوان ساخته شده دو شـــبستان آن در مشـــرق و مغرب ايوان واقع شده است تاريخ بنا و باني اولي مسجد در سنگ مرمري نوشته شده است ولي نام باني و تاريخ بنا محو شده است گويند يكي از امراي صفويه آن را تعمير كرده و عبدالله ميرزا پسر فتحعلي شاه نيز آن را تعمير كـــرده است اين مسجد دو مرحله ابهر را از هم جدا مي كند و خود آن در محله قديم و مشرق قصبه واقع شده است.
در سال 90 هجري ، وجهي به حاكم ابهر مي فرستند و تاكيد مي نمايد كه مســــــجدي در ابهر بنا گردد و با وجه كافي اين مسجد به اتمام ميرسد. كه مسلمانان پس از فتح ابهر در سال 90 هجري براي ترويج اسلام و خاتمه دادن به آتش پرستي اين مسجد را ساختند و برابر سنگي كه فعلا به ديوار نصب شده در سنه 888 هجــري به امر جهانگير ابن علي عثمان، اين مسجد تجديد بنا گرديد كه داراي حجرات، گنبد و معابر بوده در اثر مرور زمان و عدم توجه كافي فرو ريخته اســت اين مجسد تا دوره ناصر الدين شاه قاجار پا بر جا بود و امام جمعه شهر در آن نماز مي خواند. اين مسجد دو درب در دو قسمت غربي و شرقي دارد. آب اين مسجد را از 3 فرسخي بهوسيله كانال زير زميني مي آورند و از حوض وسط مســــــجد كه دو سه متر پائينتر بود به صورت چشمه خارج مي شد ولي در سالهاي اخير به علت توسعه و گسترش كمي شهر و تخريب آبراه آب آن قطع شده است و از آب لوله كشي استفاده مي شود.
در حدود سال 1340 هـ. . ش . وضعيت مسـجد اين چنين بود كه در صورت ورود از درب شرقي به دالاني از آجر كه به صورت طاق نما ساخته شده بود وارد مي شد. ســـــپس از عبور از دالان ورودي، محوطه مســــــجد نمايان مي شد و در قسمت شمالي محوطه شبستاني بود كه از آجر ساخته شده بود ودرهاي مشبك چوبي جلوي آن وجود داشـــــت كه با كشيدن به طرف بالا باز مي شد اين شبستان به علت پوســــيده شدن تيرهاي چوبي و وجود رطوبت در ديوارها به صورت فرســوده در آمده بود كه بعدها (حدود سال 1340) تخريب و سالن مســـــجد فعلي در محل آن ساخته شد ضمنا در قسمت شــــــرقي مسجد نيز شبستاني بود كه به مســجد حاج نوروز علي معروف بود و بناي آن نيز به علت پوســـيده شدن و از بين رفتن در سالهاي اخير تخريب و به محوطه مسجد افزوده شــــد. به احتمال زياد بناي اوليه و اصلــــي اين مسجد در قسمت جنوبي محوطه واقع بوده كه به مرور زمان تخريب شده و قســـمتي از ديوارهاي داخلي و محراب آن هنوز مشخص بود كه در احداث مجسد جديد در سال 1366 از بين رفت.
ضمنا در قسمت شمال شرقي و طبقه فوقاني دالان ورودي به مسجد ساختماني بوده كه در حدود سالهاي 1340 و قبل از آن به صورت مدرسه اسلامي اداره مي شده است در قسمت غربي محوطه نيز سـالني توسط اهالي ساخته شده بود كه در سال 1354 در آتش سوزي از بين رفت و ديگر بازسازي نشد و در حال حاضر به همان شكل باقــــي است اميد است اين مسجد را با توجع به قدمت تاريخي كه دارد اهالي همت به خرج داده و به شكل سابق و منطبق با معيارهاي اســـــلامي و گنبد و گلداسته بنا نمايند تا ارزش واقعي آن كه از اولين بناهاي اسلامي است بيشتر مشخص گردد.

2. مسجد جامع قروه
روستاي قروه در فاصله 16 كيلوماري شرق ابهر و در امتداد رودخانه ابهر رود به طرف تاكســــتان قرار گرفته. اكثر خانه هاي اين روستا بر روي صخره هائي بنا شده كه زير بناي روســــتا را تشكيل مي دهد، رودخانه ابهر رود از وسط اين روستا عبور مي كند و اكثر خانه هاي قديمي در دو طرف رودخانه و مشرف به آن بر روي سنگهاي بزرگ بنا گرديده است.
اين روستا از مناطق قديمي در منطقه است كه قريب نه قرن پيش مسجد جامع در آن بنا گرديده اين مســـجد مربوط به قرن پنجم هجري (دوره سلجوقي است) و از آثار با ارزش منطقه مي باشد بنا به سبك چهار طاقي اســـت كه گنبدي بر روي آن قرار گرفته. مسجد تشكيل شده از يك شبستان گنبددار و شبستان طرفين آن كه از خشــت و آجرهاي مربع شكل به ابعاد 40 × 40 ساخته شده‌اند. در داخل بنا نقاشي هائي بر روي گچ قرار دارد. نقاشـــي ها داراي طرحهاي گياهي است كه به زمان آل بويه مربوط مي شود در محراب مسجد كتيبه اي به خط نســـــــخ زيبا گچ بري شده و مطالب كتيبه ها حاكي از اين است كه ساختمان در سال 413 هجري آغاز شده كتيبه ديگري به خط ثلث بر حاشــيه داخلي بنا نوشته شده كه تاريخ پايان كتيبه به سال 585 هجري مربوط است . گنبد عظيم آجري مسجد بر روي چهار رومي اســـــتوار است فضاي زير آن شامل محوطه چهار گوش است كه مزين به خطوط كوفي و ترنجهاي گچ بري شـده مي باشد قســــــمت بالاي محراب را به سبك معماري آل بويه با اشكال مختلف و طاقبندي زيبا ئزين كرده‌اند. اين مســـــجد به شماره 433 جزو آثار تاريخي به ثبت رسيده براي رسيدن به مسجد مي بايد از روي پل رودخانه گذشت پس از آن از كوچه اي در ســـمت راست پيش رفت. تعميرات آن هنوز كامل نشده به همين منظور بازديد از داخل مسجد امكان پذير نيســـت اميد است مسئولين كار تعميرات آن را به پايان رساننده تا آماده براي بازديد علاقه مندان باشد.
يكي ديگر از آثار تاريخي روستاي قروه بناي امامزاده ابوالخير اســــت كه از خشت ساخته شــده و تحت شماره 979 به ثبت رسيده است.
3. بقعه پير احمد زهرنوش
بقعه پير احمد در جنوب شهر ابهر و در انتهاي خيابان 17 شــــهريور قرار دارد اين منطقه در گذشــــته به زره كوبان يا زركوبان مشهور بوده كه بنا به گفته بعضي از اهالي بازار زرگرها بوده اين بقعه يكي از آثار ارزشــمند تاريخي اين منطقه است كه به قرن هشتم (دوره ايلخاني) مربوط مي شود ساختمان بنا از آجر چهار گوش ساخته شده و گنبد كوتاه آن نيز آجري اسـت كه بر روي قاعده كثير الاضلاع قرار دارد. مجموعه بقعه شامل يك مقبره و ساختمانهاي مجاور در ســمت غربي بوده كه ارتباط مستقيمي با داخل بقعه داشته. بقعه اصلي با پلان طاقي كه با ايجاد شــــكست جرزها به بيســـــت وجهي تبديل گرديده ساخته شده بي پيرانه بودن ظاهري بنا حاكي از صوفيانه و دوريشانه بودن آن است. بر فراز چهار طاقي بقعه گنبد زيبائي به سبك پنج او هفت كه شبيه گنبدهاي سلجوقي اســـــت استوار گشته و با گنبدهاي مســـــجد جامع قروه و مجسد جامع سجاس قابل مقايسه است.
در ورودي با يك پله از كف محوطه از سمت شمالي تعبيه شده و قبر در وســـــط بقعه و در سرداب با پلان چليپا و به وسيله پنج پله از كف قرار دارد. سقف قبر به صورت طاق از آجر مي باشد.
با استناد به منابع زير: تاريخ زنجان تاليف حجت الاســـلام سيد ابراهيم موســـوي؛ نزهت القلوب تاليف حمد الله مستوفي؛ تاريخ گزيده تاليف حمد الله مستوفي؛ آثار البلاد تاليف ذكريا قزويني؛ سلسله الاولياء سيد محمد نور بخش كه در جشن نامه ياد بود هانري كربن چاپ شده بنا متعلق است به: ابوكر ابهري عبدالله بن طاهربن حارث طائــي كه در 330 هجري قمري در خانقاه خود مدفون گرديده.
ابوالعالم فخيم ابهري در جلد دوم كتاب ابهر جلوه گاه تمدن باستان به ســـه شخصيت برجسته از علما و فقهاي معروف كه نخستين آنان ابوبكر محمد بن عبدالله ابهري كه در قرن چهارم هجري مي زيســـــــته. دوم مولانا شيخ شهاب الدين ابهري است كه در اوايل دوره صفويه در قيد حيات بوده و سوم مولانا قطب الدين احمد ابهـــــــري كه به پير احمد زهرنوش معروف است و به سال 577 هجري وفات يافته در اين بقعه مدفون هستند. اشــاره مي كند. بنا به نوشته هوشنگ ثبوتي در كتاب تاريخ زنجان : با توجه به سبك معماري تاريخ بنا را مــــي توان در حد فاصل اواخر قرن ششم تا اوايل قرن هفتم هجـــــــري دانست.
ساختمانهاي اطراف و خود بنا در حال ريزش از بين رفتن بود. در 1365 شمسي كه حقير ســرپرستي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي ابهر را بعهده داشتم با تلاش فراوان به وسيله اداره ميراث فرهنگــــي و ارشاد اســلامي ابهر را بعهده داشتم با تلاش فراوان به وسيله اداره ميراث فرهنگي و برادراني كه از كارگاه سلطانيه آمده بودند تعمير و مرمت گرديد و از تخريب آن جلوگيري شد و تعميرات آن هنوز ادامه دارد. اين بنا تحت شماره 981 به ثبت رسيده است.
4. بقعه امامزاده زيد الكبير ابهر معروف به شاهزاده زيد الكبير
اين بنا در شرق شهرستان ابهر در انتهاي خيابان اســــتاد مطهري واقع شده و گنبد آن به شـــــكل مخروط است كه از آجر ساخته شده و برجي دارد كه مركب از پايه هاي آجري و بدنه مدور مي باشد. درب ورودي بقعه از چوب چيت به طور زيبائـي با طرحهاي هندسي و اسليمي حكاكي شده و قطعه شعري به خط نسخ با مضمون ذيل بر روي آن حك شده است:
به تعمير شه زاده زيد الكبير كه باشد به روز جزا دستگير
موفق شد استاد كار جهان مسمي حسين كلب اين آستان
به تاريخ آن فكر كل (گل شكفت) مريزاد دست آفرين باد گفت
از مضمون شعر چنين مستفاد مي شود كه اين بنا در سال 850 هـ. . به وســــيله استاد حسين تعمير شــده است. ليكن سبك معماري حاكي از قرن نهم هجري است شجره طيبه امامزاده زيد الكبير به امام دوم شيعيان مي رسد به شرح زير: ابو علي محمد ابن عبدالله دردار بن علي بن زيد بن حسن بن علي بن ابيطالب (ع) و مادرش فاطمه دختر عيسي ابوزيد ابن حسين بن زيد شهيد بن علي زين العابدين بن حسين بن علي بن ابيطالب (ع) كه پسر عيسي ابو زيد همين شـاهزاده زيد الكبير است كه از مدينه به ابهر عزيمت نموده و در اين محل دفن شده است.
در سال 1365 حسينيه اي به نام حســينيه حضرت رقيه (س) توسط اهالي در قســـــمت شــــمالي بناي امامزاده كه قبلا شبستان بود احداث گرديده وبه امامزاده ملحق شــــد. گنبد امامزاده تا سال 1365 از آجر بود و كاشــي كاري آن نيمه تمام مانده بود كه در همان سال هم زمان با تعمير پيراحمد، با كوشش اداره فرهنگ و ارشاد اسـلامي و اداره حفظ آثار باستاني و همياري اهالي كاشي كاري گنبد آن به پايان رسيد.
به نوشته آقاي ثبوتي اين بقعه از نظر ســـبك معماري در اين منطقه بي نظير اســــت و با آجر به طور ساده ساخته شده و برفراز بقعه گنبد زيبايي از نوع گنبدهاي مخروطي بنا گرديده است.
5. بقعه امامزاده محمد
اين بقعه در مركز شهر (در خيابان امام خميني) بالاتر از مســـجد نور ابهر قرار دارد. قبلا گنبد آن به شــكل مخروط بود كه در سال 1367 توسط اداره اوقاف شهرستان ابهر پس از تغييرات لازم كاشــــيكاري گرديد و شكل گنبد تغيير كلي نمود. شجره طيبه ايشان عبارتســـت از امامزاده محمد بن احمد بن عبدالله بن علـــي بن الســديد بن حسن الامير شهيد زيد بن حسن مجتبي بن علي بن ابيطالب (ع) برادر زاده بلافصل حضرت شاهزاده عبدالعظيم حسـني است كه در سال 500 به ابهر آمده است.
بنا به شكل مربع با آجر ساخته شده كه با كاشي هاي رنگي تزئين گرديده و بر بام بنا و بر وسط آن گنبد مدوري قرار دارد. فعلا گنبد بقعه تك پوششي و بر هسته چهار گوش مركزي استوار اســــت و 4 پنجره و نورگير از 4 جهت نور داخل را تنظيم مي كند شبستان كوچك اين بنا از داخل گچ كاري در سقف داراي اشكال هندسي است.
6. بقعه امامزاده ابراهيم
اين بقعه در قسمت جنوب ابهر واقع است از گل و خشت ساخته شده و گنبد كوچكي دارد كه جديدا شهرداري اطراف آن را تبديل به پارك كرده و به نام پارك مصلي نامگذاري شده است و احتمال دارد در آينده تغييراتي در اين بقعه داده شود.
7. بقعه امامزاده طيب يا گلكي امامزاده
كه در حال حاضر در خيابان وليعصر كوچه يخچال محوطه محصور كه يكي از نواده هاي امام علي بن الحســــــين (ع) كه برادر امامزاده يحيي معروف به سلطان شهيد مدفون در روستاي ازناب قرار دارد. در گذشته نه چندان دور گنبد و بارگاهي داشته و به همت جمعي از اهالي خير ابهر قرار است تجديد بنا شود.


9.بقعه پير سكينه خاتون
بقعه پير سكينه خاتون در شمال ابهر بر سر راه ابهر به خرمدره قرار داشـته گنبد كوچكي از خشت خام داشته بناي آن كثير الاضلاع هشت ضلعي بوده كه هر ضلع آن تقريبا 2 متر بود. درباره پير ســـكينه خانون ماجراي جالبي نقل مي كنند. اين زن پير، درويش و صوفي بود و در خانقاهش پيران زنجان و علماي تصوف حضور داشـــــــــتند و او در پشت پرده از مناقب بزرگان تصوف داد سخن مي داد نفس گرم اين زن دلهاي بســياري را به جوش و خروش مي آورد. و آخي زنجاني درباره او گفته بود پير سكينه حلاج زنان است البته او سرنوشت حلاج را پيدا نكرد اما بي نيازي و بزرگـي او پادشاهان امرا، سرداران بسياري را به پا بوسش تا به ابهر كشانيد. مي گويند سلطان سنجر كه در جنگ ارمنستان شـــــكست خورده بود در عقب نشـــيني شتاب زده اش بر حسب اتفاق براي آنكه به دست دشمنان نيفتد بخانه پير ســكينه پناه آورد زن وارسته او را پناه داد و چون ديد اين شكست به سختي دل سنجر را شكسته و او را نوميد كرده اســت گفت فرزندم مردانه باش و اميد را از دست مده و دنيا پايان نيافته است. اگر بخواهي و اراده كني دوباره پيروز خواهي شد . سلطان سنجر در آن روزگار سـياه و هزيمت اين حرف پير را فقط بعنوان يك دلداري مي شنود. ولي سكينه خاتون سنجر را با خود در عالم جذبه و بيخوديهاي عرفان فرو برد و بر او از ايثار و توكل ماجراها خواند و دعاها زمزمه كرد چنانكه شــــاه هزيمت يافته پلهوانــــي شد بي هراس برخاســــت شمشير بر كشد يا حق گويان و يا‌هو كشان لشـــــگري گردآورد و در آن حمله ماجراهائـــي از دلاوريها و بي باكيهاي سنجر پديدار گشت كه تاريخ نويسان مبهوت مانده اند اين همه از دم گرم پير ســـــكينه خاتون بوده است پير زاهد سكينه خاتون از نسوان مستجاب الدعوه ابهر بوده و معاصر ابوبكر ابهري عبدالله بن طاهر مي زيسته.
آداب و رسوم و معتقدات محلي
اهالي ابهر و روستاها و شهرهاي اطراف همچون ســاير شهرها و روستاهاي كشور عقايد و عادات فراواني داشته اند كه تعدادي از آنها با گذشت زمان و تغييراتي كه در ســـــيستم زندگي به وجـــــود آمده يا از بين رفته اند و با در حال فراموشي هستند.
آب فراوان در ابهر حاصل رودخانه ها و قنوات و چشمه ها بود و در اكثر نقاط و اطراف و اكناف ابهر را چشـــمه هاي فراواني فرا گرفته بود. كه هر كدام براي خود اسمي داشتند يكي از اين چشمه ها ســــوتدي بلاغ نام داشت و اهالي را عقيده بر اين بود كه خانم هائي كه شير كافي براي فرزندان خود نداشتند در صورت نوشـيدن از آب آنت چشمه شيرشان افزوده مي شد طريقه آشاميدن از آب چشمه نيز مراســـــمي داشت كه شرح داده مي شـــود. شخص مورد نظر به كنار چشمه رفته منتظر مي ماند تا كشاورزي براي آبياري مزرعه اش از آنجا عبور نمايد و مقـــداري از آب اين چشمه را با بيل خود به شخص فوق الذكر بدهد تا بنوشد و عقيده داشـــتند به اين وســـيله بر شيرشان افزوده خواهد شد اين جشـــمه در ضلع شمالي امامزاده زيد الكبير با اندكي فاصله از آن قرار داشت و يكي از شـاخه هاي ابــــهر رود جهت آبياري مــزارع بيگير از آنجا عبور مي كرد و به نام جوي ساسكين مشهور بود كه در حال حاضر ديگر از آن اســتفاده نميشود و كشاورزان ، مزارع خود را با آب چاههاي عميق آبياري مي كنند.